تبليغاتX
دختره ی مستقل - مریضی ...
.

کاش تو این شب طولانی که صبح نمیشه و درد مریضی داره دیوونم میکنه لااقل یکی پیشم بود یه لیوان آب میداد دستم ...

 

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 5:1 توسط دختر مستقل |