.
آیا بالا پایین شدن هورمون ها روی احساسات آدم هم تاثیر میذاره؟ منظورم روی همه نوع احساسه...
خوب من وقتی هورمون هام تو یه مواقع خاصی از ماه به هم میریزه وخیلی حساس میشم... اشکمم میره دمه مشکم. تا تقی به توقی میخوره های های میزنم زیر گریه. افسرده میشم و در بعضی از موارد هم نسبت به اطرافیانم بدبین!! قضایا رو خیلی بد و به ضرر خودم تعبیر می کنم و از هر چیزی نتیجه ی بدی میگیرم... در اکثر مواقع سگ اخلاق میشم و سر کوچکترین موضوعی جر و بحث و داد و قال راه میندازم حتی یادمه یه دفعه در اوج بدبختی و احساس ترحم نسبت به خودم و نوع زندگیم در حالی که سوار تاکسی بودم و راننده آهنگ علی سنتوری رو که تازه به بازار اومده بود رو گوش میداد، و من رو صندلی بغل راننده نشسته بودم، با شنیدن اون آهنگ چنان احساساتم تحریک شد و های های زدم زیر گریه که به خاطر نگاه متعجب راننده تاکسی مجبور شدم که وسط راه پیاده بشم!!
خوب این احساسات و عکس العمل ها در میان برخی دوستانم هم رایجه ولی آیا بهانه ی خوبی هم هست که این ایام رو بهانه ی خوبی برا حسود شدن هم بدونم؟؟!!
2-3 روزی هست که خیلی حسود شدم. وقتی فهمیدم آری رفته شمال و گوشی اش رو هم جا گذاشته و الان داره خوش میگذرونه و به فکر منم نیست چنان بلایی به سرش آوردم و تو سفر چنان جلو خانوادش بی آبروش کردم که الان هم از زور حسودی حاضر نیستم باهاش آشتی کنم...
وقتی رو فیس بوک دیدم که خواهرم تو صفحه دوستش براش نوشته خواهر گلم چنان باهاش تند حرف زدم و گفتم که حالا دیگه غریبه ها شدن خواهرت؟؟!! که تا عمر داره یادش نمیره و یادآوریش الان هم عصبیم می کنه... (با اینکه منم اون دوستش رو خیلی دوست دارم و چون خواهر نداره خیلی هواشو داریم)
امروزکه نتایج کارشناسی ارشد رو اعلام کردن و دیدم که مجاز شدم و رتبه ام خیلی جالب نبود (حتی 1 صفحه هم درس نخونده بودم) و ندا که رشته ی کارشناسیش نرم افزار بود و ایام هم اتاق بودنمون تو خوابگاه همیشه رشته منو مسخره میکرد و یهو با تغییر رشته و کلاس کنکور هنر رفتنای ناگهانی تصمیم به گرافیست شدن گرفت و حالا رتبه اش شده بود 50 !!! چنان از حسادت به خود میپیچیدم و حسادت خفه ام میکرد که نمیدونستم سرم رو به کدامین دیوار سیمانی بکوبم و او همچنان پشت تلفن من رو به خاطر رتبه ی ضایعم امیدواری میداد که احتمال قبولی دارم!!
خدایا منو ببخش که اینقدر حسودم، ولی باور کن دست خودم نیست دیگه. خودت بودی حسودیت نمیشد؟؟ خداییش؟ نمیشد؟